صیغه

ØØ±ÙÛŒ Ú©Ù‡ میخواهم بزنم خیلی ضد Ùمنیستی است . خیلی ضد اخلاقی است شاید . خیلی ضد انسانی است شاید . … خیلی بد است من دار Ù… راجع به آلترناتیو هایی برای ازدواج در یک جامعه سنتی Ùکر Ù…ÛŒ کنم . یک شرایط ایده الی مد نظر من است Ú©Ù‡ هر کسی با هر ادمی Ú©Ù‡ دلش میخواهد زندگی کند .. بدون اینکه کاغذی را امضا کنند بدون Ø§Ù†Ú©ØØª Ùˆ زوجت خواندن بدون اینکه Ø¨ØØ« های خرید Ùˆ ÙØ±ÙˆØ´ گوسÙند در موردشان به عمل بیاید . بدون اینکه قانونی از بالا من را مجبور به اطاعت از کسی کند . آره مجبور .. Ú©Ù‡ وقتی میخواهم پاسپورت بگیرم طر٠بیاید امضا کند . Ú©Ù‡ وقتی میخواهم جراØÛŒ بشوم طر٠بیاید امضا کند . Ú©Ù‡ اگر خواست بهم ØÙ‚ طلاق بدهد Ùکر کند لطÙÛŒ در ØÙ‚Ù… کرده Ùˆ من تا آخر عمر باید مدیونش بمانم … تازه اگر بدهد .
من در انتظار جامعه ایده آلیم Ú©Ù‡ تویش ØÙ‚Ù… به اندازه ØÙ‚ یک انسان باشد .. اما تا رسیدن بهش چکار باید بکنم ? روشنگری ? دارم میکنم . ÙØ¹Ø§Ù„یت اجتماعی ? دارم میکنم .
اما به جز اینها Ú†ÛŒ ? تا روزیکه همه مبارزات من به نتیجه برسد Ú†ÛŒ ? تا روزیکه همه جامعه آگاه بشود Ú†ÛŒ ? تن بدهم به ازدواج ? ممکن است برای خیلی ها این مساله مهمی نباشد . برای من هست . شاید چند سال پیش نبود . شاید اصلا بدم نمی آمد ازدواج کنم … اما واقعا توی شرایط ایران ازدواج Ú†Ù‡ چیزی به من میدهد ? اصلا نه توی ایران .. توی هر جای دنیا اگر من نخواهم عشقم را توی یک ورقه ثبت کنم , نخواهم Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ø´ کنم به یک قرارداد . . نخواهم رسمیش کنم چکار باید بکنم ? ا
اگر بخواهم یک قدم بروم جلو .. اگر نخواهم اسم کسی توی شناسنامه ام باشد ? اگر بخواهم ازاد بمانم ?
راه ØÙ„ÛŒ پیدا نمی کنم راستش . من عاشق ” تو ” هستم Ùˆ نمیخواهم باهاش ازدواج کنم . نمیخواهم .. نمی خواهم .
خوب تا وقتی توی خانه نشسته ام یا کاÙÙ‡ میروم Ú©Ù‡ مشکلی نیست . Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª را چکار کنم ? هیچ هتلی به یک زوج ازدواج نکرده اتاق نمیدهد … هیچ جا نمیتوانیم برویم . هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم … چکار باید کرد .. یعنی من برای Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª Ø±ÙØªÙ† با ” تو ” باید باهاهش ازدواج کنم ?
Ùˆ اینجاست Ú©Ù‡ من به یک راه ØÙ„ منطقی اما ضد انسانی رسیده ام Ú©Ù‡ ØØªÛŒ میترسم با تو هم Ù…Ø·Ø±ØØ´ کنم . راستش خیلی وقت است راجع بهش Ùکر کرده ام … اما یکبار Ú©Ù‡ اشاره ای بهش کردم تو ÙÛŒ الÙور دهانم را بست : من کلاه شرعی سرم نمیگذارم …
آره دقیقا میخواهم راجع به کلاهی شرعی ØµØØ¨Øª کنم . راجع به صیغه . چرا صیغه را به صورت یک راه ØÙ„ عملی نگاه نکنیم – مساله صیغه برای ÙØØ´Ø§ را داخل این نکنید Ù„Ø·ÙØ§ . اون یک مساله دیگر است – ما صیغه بکنیم یا نه این قانون اØÙ…قانه وجود دارد Ùˆ چند همسری هم Ø¨ØØ« جداییست . مرد ها میتوانند خیلی Ø±Ø§ØØª چند تا زن صیغه کنند . من دارم Ùقط از صیغه به عنوان راه ØÙ„ÛŒ برای ازدواج ØØ±Ù میزنم . ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ این قانون اØÙ…قانه به ما اجازه روابط آزاد میدهد چرا ازش Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نکنیم ? یک تکه کاغذ Ú©Ù‡ هیچ ارزشی ندارد Ùˆ میتوان Ø±Ø§ØØª روانه سطل آشغالش کرد خیلی بهتر از برگه ای نیست Ú©Ù‡ ما را تا ابد به ادمی وصل Ù…ÛŒ کند ?
چرا اینقدر از صیغه کردن بدمان میآید ? Ø§Ù…ØªØØ§Ù† استخدامی Ú©Ù‡ میدهیم هزار جور دعا Ùˆ نماز یاد میگیریم Ùˆ وانمود میکنیم نماز خوانیم تا کار را بهمان بدهند . هزار تا جای دیگر Ú©Ù‡ باید بایستیم نمی ایستیم . خدا تا سکه مهریه میگذاریم Ùˆ ازدواج دائمی میکنیم … سر کار به ملت دروغ میگوییم . خودمان را سانسور میکنیم … انوقت یک جایی Ú©Ù‡ میشود از قانون موجود در جامعه برای Ú©Ù…ÛŒ مدرن تر کردن زندگی Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرد Ùورا یادمان Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ ما نمیتوانیم به اندیشه مان خیانت کنیم . اگر به اندیشه مان خیانت نمی کنیم پس نباید کار دولتی قبول کنیم . نباید در Ø§Ù…ØªØØ§Ù† های استخدامی ای Ú©Ù‡ در ان ها اصول دین Ù…ÛŒ پرسند شرکت کنیم . نباید ارث بگیریم . نباید مهریه بگیریم …
چرا ناغاÙÙ„ به این یکی Ú©Ù‡ میرسیم Ùمنیست Ùˆ مدرن میشویم ? نکند ته ته ذهنمان آن چیزی Ú©Ù‡ واقعا ما را Ù…ÛŒ ترساند گذاشتن وقت Ùˆ انرژی روی رابطه ای غیر دائمی باشد ? آیا اگر ازدواج از نظر قانونی در ایران شرط لازم هم خانگی نباشد , ØØ§Ø¶Ø±ÛŒÙ… بدون هیچ کاغذی با کسی زندگی کنیم ? یا مشکلمان با کاغذ نیست , بلکه با موقت بودن کاغذ است ?
Filed under زنانه ها | Tags: اجتماعی, ازدواج, زنان و مردان, شخصی, صیغه | Comments (3)زندگی با من ، زندگی با تو
Â
Ùواید زندگی با تو
بامزه است آدم گاهی از تاهل به تجرد Ø³ÙØ±ÛŒ داشته باشد خوبست گاهی آدم ها یک Ú©Ù…ÛŒ از هم ÙØ§ØµÙ„ه بگیرند Ú©Ù‡ ببینند هنوز هم رامیخواهند یا نه.اینجا ما چون یک اتاق بیشر نداریم تقریبا به صورت مرØÙˆÙ…ان لاله Ùˆ لادن زندگی میکنیم.به طوری Ú©Ù‡ بعضی وقت ها من دچار این ØØ³ میشوم Ú©Ù‡ جدا شدنمان از هم نیاز به جراØÛŒ دارد. اما بیش از همه چیز تجربه تجرد در زندگی من، بیشتر از همه چیز روی غذا خوردنم تاثیر گذاشته بود.” تو ” خیلی بهداشتی است Ùˆ در خانه ما غذای اماده مصر٠نمیشود…میوه همیشه موجود است Ùˆ سالاد جزئی جدایی ناپذیر از برنامه غذاییمان است .
یکروز بعد از یکماه تجرد اجباری ای Ú©Ù‡ Ø³ÙØ± تو برایم همراه آورده بود  داشتم قدم میزدم Ú©Ù‡ به خودم Ú¯ÙØªÙ…> چقدر دلم غذای ادم میخواهد…بعد متوجه شدم Ú©Ù‡ درطول  یکماه من Ùقط ژامبون..پیتزا Ùˆ کنسرو خورده ام.خیلیکه به خودم عزت گذاشته ام غذای چینی برای خودم درست کرده ام …یکماه بود یک قورمه سبزی خوشمزه با پلوی Ø²Ø¹ÙØ±Ø§Ù†ÛŒ نخورده بودم..یکماه بود ته چین ..مرغ سرخ شده …ماکارونی با سس درست Ùˆ ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ نخورده بودم.این از مزایای زندگی مشترک  با تو است.منظورم عادت به خوردن غذای خوب است.قبلا من اگر یکسال میگذشت هم امکان نداشت هوس پلوی Ø²Ø¹ÙØ±Ø§Ù†ÛŒ ..قورمه سبزی یا خورشت بادمجان بکنم….اما ØØ§Ù„ا اینها جزیی از زندگیم شده اند.ادم موجود عجیبی است واقعا.
Â
Ùواید زندگی با من :تو Ú©Ù‡ دائما در ØØ§Ù„ جنگیدن با خودش است در باره مساله تجرد Ùˆ تاهل یکروز در پایان یک غور ÙلسÙÛŒ در باب قضیه به من Ú¯ÙØª: Ù‡ÛŒ میدانی Ø³ÙØ± دوتایی چیش خوب است؟
-                                                                 خوب ادم چیز ها رو با هم میبینه…تقسیم میکنه با هم مناظر رو-
Â
از انجایی Ú©Ù‡ تو رمانتیک است من خودمان دو تا را در نور ماه کنار رود سن تصور کردم  در ØØ§Ù„ خواندن شعری عاشقانه
Ú©Ù‡ تو با Ú©ÙØ´ Ø±ÙØª روی خیالاتم :نه بابا ..خوبیش اینه Ú©Ù‡ ادم تو ÙØ±ÙˆØ¯Ú¯Ø§Ù‡ میتونه توالت بره Ùˆ نگران وسایلش نباشه
شما من را تصور کنید با اینهمه اعتماد به Ù†ÙØ³ Ú©Ù‡ Ùکر میکنم یک ادمی هززار تا دلیل برای زندگی کنار من دارد وقتی با این دلیل مواجه شدم Ú†Ù‡ قیاÙÙ‡ ای داشتم…اگر همه دلیل های “تو” در ØØ¯ همین باشند برای زندگی مشترک Ùکر کنم به زودی من را با یک چمدان رمز دار جایگزین میکند.چمدان رمز دار هم همان کار را برای آدم میکند…با این ÙØ±Ù‚ که نه غر میزند نه دچار درگیری ÙلسÙÛŒ میشود Ùˆ نه به بدریختی من است…
Â
این را نوشتم تا یادم بماند Ú©Ù‡ تمام ان همراهی های سیاسی Ùˆ ÙلسÙÛŒ..تمام ان همÙکری ها…همه چیزرا Ú©Ù‡ کنار میگذاریم باز یک بهانه های ساده ای میماند Ú©Ù‡ آدم Ùکر کند کنار هم بودن از تنها بودن بهتر است.
Filed under شخصی | Tags: ازدواج, زنان و مردان, شخصی | Comment (0)من گول خوردم

شما جزو کدام دسته هستید؟آنهایی Ú©Ù‡ پسری گولتان زده؟ یا آنهایی Ú©Ù‡ گول کسی رانخورده اند..تازگی ها جمله گول خوردم در من ایجاد آلرژی میکند.نمی Ùهمم چطور یک آدم عاقل Ùˆ بالغ میتواند چنین ÙØ¹Ù„ تØÙ‚یر آمیزی را در مورد خودش به کار ببرد.من از آن دسته زنهایی هستم Ú©Ù‡ هرگز در زندگیم گول نخورده ام.اشتباه کرده ام.رابطه هابی بد داشته ام. ØØªÛŒ وا داده ام بعضی جاها.Ø¶Ø¹ÛŒÙ Ø±ÙØªØ§Ø± کرده ام … اما هرگز..هرگز اراده Ùˆ اختیارم را از دست نداده ام.Ù…ÛŒÙهمم Ú©Ù‡ یک جایی میرساند رابطه ها ادم را Ú©Ù‡ از خودت زده میشوی.Ú©Ù‡ همینطور مثل یک تکه برگ (نه ØØªÛŒ یک برگ کامل) شناور میشوی روی آب.. Ú©Ù‡ نمیتوانی تصمیم بگیری Ùˆ همین طور میروی Ùˆ میروی..
اما توی تک تک آن Ù„ØØ¸Ù‡ ها هم داری تصمیم میگیری. نمیگویم مقصری…اصلا دنبال مقصر نمیگردم وقتی یک تصمیمی میگیری لزوما دلایلت آزادانه نیستند .. میتوانند روان پریشی Ùˆ ناتوانی نه Ú¯ÙØªÙ† باشند به خانواده ات یا شاید به خودت..نه به خودت، به آن تصویری Ú©Ù‡ از خودت داری…..اما این با گول خوردن ÙØ±Ù‚ دارد. Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ گول خوردن یک ÙØ¹Ù„ تØÙ‚یر آمیز است.انگار ما خروس زری باشیم Ùˆ طر٠روباه …یا Ú†Ù‡ میدانم این همه جک Ùˆ جانور دیگر Ú©Ù‡ قصه شان را خوانده ایم Ùˆ یکی یکی دیگر را گول میزند Ùˆ Ù…ÛŒ برد میخوردش…
اگر من چهار سال عمرم را در مهندسی تل٠کردم.گول نخوردم.شرایط ان موقع آن طوری بود.من تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… بروم مهندسی بخوانم.ØØ§Ù„ا دلایل این تصمیم جای بررسی دارد .اگر اولین بار در زندگیم عاشق آدمی بیمار شدم. من را کسی گول نزد.من ان رابطه را انتخاب کردم.نمیشود تا وقتی خوشیم خوش باشیم Ùˆ وقتی همه چیز خراب میشود بگوییم کسی ما را گول زده است.ما را وادار کرده است.باید یاد بگیریم مسولیت تصمیماتمان را بپذیریم.باید یاد بگیریم بزرگ بشویم..بالغ بشویم…باید یاد بگیریم Ú©Ù‡ ما Ùˆ Ùقط ما مسوول هس زندگیمان هستیم. نه..شرایط اجتماعی هستند Ú©Ù‡ باعث میشوند ما یک تصمیم را بگیریم.شرایط روانیمان..وضع خانواده..بپذیریم Ú©Ù‡ ØÙ‚ اشتباه کردن داریم اما Ùقط خودمانیم Ú©Ù‡ مسوول اشتباهاتمان هستیم.در واقع Ùقط خودمانیم Ú©Ù‡ میتوانیم خودمان را بیرون بکشیم.با ÙØ¹Ù„ گول خوردن ما Ùقط ترØÙ… آدمها را جلب میکنیم.اما هیچ کس نمیتواند کاری برای ما بکند..ترØÙ… دیگران هم مشکلی را ØÙ„ نخواهد کرد جز اینکه به ما Ú©Ù…Ú© خواهد کرد Ú©Ù‡ خود را در موضع شکست خورده بودن Ùˆ شکست خورده ماندن Ù…ØÙ‚ ببینیم.
مطمئن باشید روزی Ú©Ù‡ Ùکر نکنیم گول خورده ایم .روزی Ú©Ù‡ خود مان را آدم هایی با توانایی تغییردادن زندگیمان ببینیم همه چیز خیلی ÙØ±Ù‚ خواهد کرد.زندگی به اندازه کاÙÛŒ سخت هست بدون اینکه مرد ها ما را گول بزنند…به اندازه کاÙÛŒ تØÙ‚یر آمیز هست شرایط اجتماعی برای زن ایرانی..دیگر ØÙ‚ارت گول خوردن را روی دوش خودمان نگذاریم..ØØ§Ù„ا Ú©Ù‡ آزاد نیستیم..ØØ¯ اقل توی قبول کردن مسوولین زندگیمان..توی بالغ شدن آزاد باشیم.این را هیچ قانونی نوشته یا نا نوشته نمیتواند از ما بگیرد.
Filed under اجتماعی, زنانه ها | Tags: اجتماعی, زنان | Comment (0)مهاجرت به استقلال 2

بند ها با آمدن به اروپا پاره نمیشوند.Ú©Ø´ Ù…ÛŒ ایند..اره..Ú©Ø´ Ù…ÛŒ ایند..وزنشان Ú©Ù… میشود اما پاره نمیشوند.بندی را Ú©Ù‡ توی خانه خودت نتوانستی پاره Ú©Ù†ÛŒ اینجا هم نمی توانی.یک چیزی به دست Ù…ÛŒ آوری Ú©Ù‡ Ùکر میکنی آزادیست..استقلال است..اما برایش نجنگیده ای..برایش تاوانی نداده ای.همینطوری مثل بقیه بدی ها Ùˆ خوبی ها ÛŒ زندگی خارج از روتین ایران نصیبت شده.مثل اسارت Ú©Ù‡ بخشی از زندگی ایرانت بوداستقلال هم بخشی از زندگی اینورت خواهد بود.اما این استقلال را به دست نیاورده ای.تو مستقل نشده ای .. هراس هایت را ÙØ±Ø§Ù…Ùˆ Ø´ نکرده ای…Ùقط موقتا گذاشتیشان کنار.اگر از ØØ±Ù های مردم میترسی اینجا همان ترس با تو خواهد بود. مشکلاتت با همه ادم ها هم..Ùˆ تو نمیتوانی اتا ابد از همه مشکلات ÙØ±Ø§Ø± Ú©Ù†ÛŒ.ÙØ±Ù‚ اینجا اینست Ú©Ù‡ رابطه ای نداری با ادم ها.برای همین  Ùکر میکنی رها شده ای.اما ØÙ‚یقت اینست Ú©Ù‡ اگر بخواهی با آدم ها رابطه بر قرار Ú©Ù†ÛŒ باز هم مشکلات ارتباطی شروع میشود.تو همان آدمی Ùˆ مشکلاتت در روابطی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ سزی خودشان را دوباره ازتولید خواهند کرد.انوقت میخواهی چکار کنی؟
مثل ازدواج میماند.خیلی از ما ازدواج میکنیم تا از روابط خانوادگی Ú©Ù‡ نمیتوانیم تØÙ…Ù„ کنیم ÙØ±Ø§Ø± کنیم.اولش همه چیز خوب است ..اما بعد از مدتی دوباره ضع٠های ما توی رابطه جدید بروز میکند Ùˆ باز همان رابطه ای را Ú©Ù‡ با خانواده مان داشته ایم اینبار با همسرمان یا خانواده همسرمان میسازیم Ùˆ باز ازشان Ù…ØªÙ†ÙØ± میشویم Ùˆ باز دلمان میخواهد برویم یک جای دور..انگار ÙØ§ØµÙ„Ù‡ مشکلی را ØÙ„ میکند… انگار اصلا مشکل در کیلومتر هایی باشد Ú©Ù‡ ما را از روابطمان جدا میکند… امامشکل اینست Ú©Ù‡ نمیتوانیم از خودمان مهاجرت کنیم …نمیتوانیم از آنچه هستیم مهاجرت کنیم نمیتوانیم از ودمان ÙØ±Ø§Ø± کیم.مشکلات انجا هستند بالاخره یکروز باید بهشان برگردیم، ØÙ„شان کنیم، باهاشان مواجه بشویم ..وگرنه هرگز Ø§ØØ³Ø§Ø³ خوشبختی نخواهیم کرد .باور کنید جا عوض کردن آدم را خوشبخت نمیکند.آدم تا نتواند توی ایران خوشبخت باشد.. Ø¢ اینور دنیا هم خوشبخت نخواهد بود… به همان سادگی Ú©Ù‡ اگر تنهایی خوشبخت نبوده ای  کنار ادمی دیگر بودن هم خوشبختت نخواهد کرد.اره به همین سادگی…
Filed under اجتماعی, شخصی | Tags: اجتماعی, اروپا, برخوردهای بین ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ, شخصی | Comment (1)هدیه

ای بیا بریم این گلش گرونه.نمیخوام
نه این رستوران گرونه …نریم غذا بخوریم..بریم Ù…Ú© دونالد ارزونتره …
نه این Ù…Ø³Ø§ÙØ±Øª گرونه نریم… دوچرخهمون رو ورمیداریم همین میریم یه دور میزنیم خوب همونه دیگه…
نه این کادو گرونه نخر …
این رو نمیخوام…اون رو نمیخوام …
ووو…
زندگی با من لیست طولا نی ای از مقاومت های من مقابل ولخرجی های تو است.میترسم بعضی وقت ها میترسم که این چیزی ورای نگرانی من برای اینده باشد.میترسم که این روال زندگی معمول من باشد .نکند من بیماری خساست دارم؟چرا اینقدر نگران پول هستم؟
این از زندگی همیشه من Ù…ÛŒ اید Ú©Ù‡ مجبور بوده ام ØØ³Ø§Ø¨ یک قران دو زار را Ù†Ú¯Ù‡ دارم یا  از بچگیم Ú©Ù‡ همیشه بهم یاداوری میکردند Ú©Ù‡ بچه ها توی Ø§ÙØ±ÛŒÙ‚ا Ùˆ کجا Ùˆ کجا گرسنه اند ومن نباید بیش از نیازم بخواهم..یا نکند چیزی بیشتر از اینست…نمی دانم.Ùˆ یک Ú©Ù…ÛŒ Ù…ÛŒ ترسم.خوب میترسم راستش Ú©Ù‡ خسته بشوی.Ùکر میکنم خسته کننده است Ú©Ù‡ زنی کنارت باشد Ú©Ù‡ برای هر هدیه ای Ú©Ù‡ برایش میخری نیم ساعت باهات چانه بزند. زنی Ú©Ù‡ دلش میخواهد شیک ترین چیزها را داشته باشد ..اما به Ù…ØØ¶ اینکه میخواهی یکی از این شیک ترین چیز ها را برایش بخری میگوید نمیخواهم .ادا هم در نمیاورد.بلد نیست خیلی ساده یک کادوی گران قیمت را بگیرد ..لبخندی بزند ..تو را ببوسد Ùˆ Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بشود.اول چانه میزند Ú©Ù‡ نخری.بعد Ú©Ù‡ کادو را بهش میدهی گریه میکند.بعد غر میزند Ú©Ù‡ چرا کادوی گران را خریده ای..بعد عاشق کادوی تو است اما هر بار پوشیدنش باعث عذاب وجدانش میشود  و دویست بار قیمت Ø§ØØªÙ…الی  کادو را  به تعداد قهوه هایی Ú©Ù‡ تو نخورده ای تا پول کادو را در بیاوری..به تمام کتابهایی Ú©Ù‡ نخریده ای…به جوراب های پاره ات تقسیم میکند Ùˆ Ù‡ÛŒ خودش را دلداری میدهد Ú©Ù‡ عیبی ندارد..یکبار است .نکند هم Ú©Ù‡ این خساست نباشد؟که من خودم را لایق Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª هدیه نبینم؟یابترسم از اینکه ان روزی Ú©Ù‡ نباشی هدیه هایت رنجم بدهند؟ نکند این بی نیازی بیش از ØØ¯ من به Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª هدیه یک جورهایی بازتاب ناخوداگاهی باشد Ú©Ù‡ هدیه را علامت عشق میداند Ùˆ من را نالایق برای Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª عشق؟نمیدانم زنانگی های من اینجوری هاست…همینقدر آزار دهنده.میدانم! دوست داشتنم کار سختیست…
Filed under زنانه ها | Tags: خصوصی, زنان | Comment (1)